خرید بک لینک
چه حس خوبي دارم كه بازم و ميام اينجا مينوسم واسه خودم امروز يكشنبه 5 شهريوره و ساعت پنج من امروز شركتم تا هفت بعد ازظهر از صبح كه اومديم با همكارم كارامونو كرديم و تا نگاه كردم به ساعت ديدم شده يك ظهرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 13:58

از خودم خوشحالم كه بازم ميام و اينجا مينويسم طبق معمول شركتم . البته امروز نبايد عصر مي بودم ولي چون همكارم امروز كار داشت من به جاش واستادم . هفته اي كه گذشت هفته ارومي بود .البته نه خيلي اروم ولي چوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 13:58

عيدتون مبارك بعد از دو روز تعطيلي بياي سركار اونم خواسته باشي تا شب باشي خدايي زود داره ديروز عيد غدير بود و ما عصرش رفتيم خونه دختر عمه ام چون همسرش سيده . بعدم تا برگشتم خونه شب شد . از صبحشم خونه بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 13:58

سلاممممم فصل پاييزم اومد و الان 11 روز ازش ميگذره ساعت شيش و نيمه عصره و منم سركار هنوز هواااااااااااااااااا بينهايت سرد . واي ديشب تنبليم شد برم لباس گرمامو دربيارم از تو كمد . صبح كه اومدم شركت يخ زادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 13:58

سلامممممممم نزديك يك ماهه كه نتونستم بيام كلي اتفاق افتاده ريز و درشت شده با پيام يك نوشته كلي خاطره تو دلتون زنده بشه امروز از اون روزاست واسه من دلم گرفت يك دفعه واسه اشتباهاتي كه كردم نميدونم از چيادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 13:58

سلامممممممم واقعا جقد زود روزها داره ميگذره يعني دو ماهه ديگه عيد ميشه ؟ يك ماه از زمستونم گذشت ولي دريغ از يكم برف و بارون . واقعا نگران كنندسن سال بعد . خدايا دونه هاي برفتو روي زمين بريز . چند روزهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 13:58

21 روز از ماه فروردينم گذشت سال 96 هم تموم شد و ساعت يك به ربع تحويل شد سال دعام امسال فقط اول سلامتي خونوادمو و خودم و پيش اومدن كلي اتفاق خوب خدايااا امسال بهترين ها واسم اتفاق بيافته تو كارم موفق ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 13:58

سلام به دوستای گلمممممممم امروز تولدمههههههه خوشحالمممممممم یعنی الان دو سه ساعتیه که خیلی خوشحالمممممم و کلی انرژی گرفتم . برای همین گفتم از سرکارم یه آپ کوچولو بکنم و خوشحالیمو بگم چند روزه که حوصله ندارمو و دیشب با اینکه شب تولدم . هیچی یه تولد خشک و خالی بهم نکرد. واقعا ناراحت شدم اونم تو این شرایط که دارم و همش ناراحتمممم . صبح حتی حوصله ارایشم نداشتم همینجوری یه ضد افتاب زدمو اومدم شرکت . اول صبح ساعت هشت صبح داشتم تو شرکت کارامو می کردم که یه پیام اومد از طرف کسی که واقعا انتظارشو نداشتم .دوست دوران بچگیم . یه لحظه شوکه شدم . اصلا اشک تو چشام جمع شده بود . نمیدونین که چقد خوشادامه مطلب

برچسب: بهمن,تولدممممممممم, نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 21:21

سلاممممممممم بالاخره شد که بیام و این وبلاگمو آپ کنمم پیشاپیش عیدتون مبارککککککککککککک وای خیلی وقته که ننوشتم . نه که خیلی سرم شلوغ بود ها نه حوصله اپ کردنو نداشتممممم ولی این دو هفته اخر واقعا بی نهایت کار داشتم . تو خونه تکونی امسال که اصلا کمک نکردم فقط اتاقا خودمو مرتب کردم که اونم تا ظهر داشتم جمع و جورش میکردم ولی اساسی جمع کردم هاااااااااااااا . بعدشم رفتم بیرون و ماهی و سبزه رو خریدم و اومدم سفره هفت سینو چیدم و بعدش رفتم دوش گرفتم و الان دیگه نشستم پای لپ تاپ . کنارشم دارم ویژه برنامه بهار نارنج شبکه سه رو می بینم . محل شرکتمون عوض شد و این هفته همش درگیر اسباب کشیادامه مطلب

برچسب: لحظات, نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 21:21

سلام به دوستای گلمممممماینم از اولین پست تو سال 94 اول از همه امیدوارم که امسال بهترین سال باشه برای همه و کلی اتفاق های خوب واستون پیش بیاد . اینهمه منتظر عید بودیم چقد زود اومد و تعطیلات تموم شد و الان داریم وارد دومین ماه سال میشیم . روزای اول عید که بیشتر یا مهمون داشتیم یا میرفیتم عید دیدنی . خوب بود در کل . از هفته دومم که بازم خونه بودیم بیشتر به استراحت و فیلم دیدن و نت و ... بازم خوب بود از 16 ام که اومدیم سرکار خدا رو شکر . اتفاق خاصی نیوفتاده این روزا . هوا هم که عالییییییییییییی شده . صبح ها یه مسیرو که میتونم با اتوبوس برم پیاده میرم . اول صبح کلی انرژی میگیرم . گفتم بیام یه آپ ادامه مطلب

برچسب: اولین, نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 21:21

سلامممممممممم دوستای گلممممممممم اومدم بعد از مدتهاخراب بشه این بلاگفا با این سرویس دهیش که یک و ماه نیمه قطعه . دلم واقعا برای اینجا تنگ شده بود واقعا تنها جایی که حرفای دلمو میتونم بزنم . حالا هم که وصل شده ارشیوم ناقص شده . نظرات پست هام ناپدید شده واقعا اعصابم خورده فقط اومدم بنویسم که هستم و دلتنگ اینجا . نمی دونم دو دلم که همینجا بمونم یا برم یه جای دیگه شروع کنم به نوشتن . شاید برم پرشین بلاگ . معلوم نیست هیچی . باید ببینم اطلاعاتم برمیگرده یا نه ؟ به زودی میام خیلی زود راستی نماز روزه هاتون قبول باشه . ببخشید یادم رفته بود .الهی که همه به ارزوهای قشنگمون برسیم تو این ماه عزیززززززززادامه مطلب

برچسب: دومین,امان,بلاگفا, نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 21:21

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: بالاخره,مدتها,اومدم, نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 21:21

» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.

برچسب: مدتها,اتفاق,حالا,امروز,شهادت,امام, نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 21:21

واییییییی خیلی وقته نیومدم اینجا امروز چندم بهمنه ؟؟؟؟؟ 30 بهمنهتولدممممممم مبارک یکسال دیگه هم گذشت . یک 30 بهمن دیگه گذشت . دیشب تولدم بود و خواهری با کیک اومد و دختر خاله هام بودن و و عمه و کلی خوش گذشت و کلی کادوهای خوشگل برام آوردن . واقعا شب خوبی بود و کلی خوش گذشت . خدایا شکرت اودم فقط یه پست برای تولدم بزارم مثل هر ساله میخام قول بدم که از امروز یه جوری دیگه نگاه کنم به زندگیم . لذت برم از همه نعمتایی که خدا بهم داده . قول بدم که دیگه عصبی نشم از چیزای پیش افتاده قول میخام بدم با همه مهربونتر باشم . میخام قول بدم خنده هام از ته دل باشه میخام قول بدم درادامه مطلب

برچسب: تولدم,مبارک, نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 21:21

سلامممممم سال جدید مبارکاز تولدم دیگه ننوشتم سعی میکنم وبلاگمو هر جور شده سرپا نگهش دارم . اسفند ماه که گذشت واردهفتمین سال شد که دارم تو این وبلاگ مینویسم کلی اتفاق های خوب و بد توش نوشتم درسته شبکه های اجتماعی و اینستا هست ولی نمیتونم اینجا رو تعطیل کنم این جا رو میزارم برای دل خودم که هر از چند گاهی بنویسم سال 94 هم گذشت با همه خوبی و بدی هاش البته اتفاق های ناخوشایند زیاد افتاد ولی بازم گذشت و خدا رو شکر سال 95 رو شروع کردیم با شادی اول سال خوبی داشتم خدا کنه تا اخرش خوب باشه همچنان سر کار میرم و البته بماند که حقوق هامو دیر به دیر میدن و انگیزه ندارم دیگه . امیدوارم که همه دوستای گلم اادامه مطلب

برچسب: اولین, نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 21:21

صفحه بندی