خرید بک لینک
سلاممممممممم

بالاخره شد که بیام و این وبلاگمو آپ کنمم

پیشاپیش عیدتون مبارککککککککککککک

وای خیلی وقته که ننوشتم . نه که خیلی سرم شلوغ بود ها نه حوصله اپ کردنو نداشتممممم ولی این دو هفته اخر واقعا بی نهایت کار داشتم .

تو خونه تکونی امسال که اصلا کمک نکردم فقط اتاقا خودمو مرتب کردم که اونم تا ظهر داشتم جمع و جورش میکردم ولی اساسی جمع کردم هاااااااااااااا .

بعدشم رفتم بیرون و ماهی و سبزه رو خریدم و اومدم سفره هفت سینو چیدم و بعدش رفتم دوش گرفتم و الان دیگه نشستم پای لپ تاپ . کنارشم دارم ویژه برنامه بهار نارنج شبکه سه رو می بینم .

محل شرکتمون عوض شد و این هفته همش درگیر اسباب کشی بودیم و حسابی خسته شدم. تا پنج شن

به عصر اخرین روزی بود که رفتیم و انشا.. که تا اخر تعطیلات تو خونه هستم.

امسال مانتو نخریدم با اینکه خیلی عصرا بازار میرفتم ولی چون نمیخاستم بخرم فقط تماشاگر بودمم .

دیگههههههههه اینکه اسفند هم گذشتتتتتت وداره اخرین نفس های خودشو میکشه . وبلاگم راستی شش ساله شد . حتی یه درصدم فکرشو نمیکردم که یه روزی بعد از شیش سال بازم بنویسم . از ته دلم میگم واقعا خدایا شکرت .

بهمن و اسفند با اینکه واقعا روزای پر استرسی داشتممم و لحظات خوبی نبود ولی بازم میتونم بگو سال 93 سال خوبی بود واسممممم .خدایا شکرت همینکه خودم و خونوادم سالم و سلامت بودن خیلی با ارزشه .

ایشا.. که سال 94 سالی باشه که توش پر از اتفاقای خوب و خوش برای هممون باشه . ایشا.. که سلامتی سین اول سفره هفت سین همتون باشههه.

ایشا.. که امضاء خدا پای همه آرزوهامون باشه الهی آمین

دل تکونی از خونه تکونی واجبتره.


دلتو بتکون از حرفها, بغضها, ادما


دلتو بتکون از هرچی که تواین یکسال یادش دلتو به درد اورد از خاطرهایی که گریهاش بیشتر از خنده هاش بود
از نفهمیدن اوناییکه که همیشه فهمیدیشون.


اگه با یه ببخشید منم مقصر بودم یکیرو اروم میکنی ارومش کن
دلتو بتکون یه نفس عمیق بکش سلام کن به بهار, به اتفاقای خوب

برچسب: لحظات, نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1396 ساعت: 21:21

صفحه بندی