خرید بک لینک
چه حس خوبي دارم كه بازم و ميام اينجا مينوسم واسه خودم

امروز يكشنبه 5 شهريوره و ساعت پنج

من امروز شركتم تا هفت بعد ازظهر

از صبح كه اومديم با همكارم كارامونو كرديم و تا نگاه كردم به ساعت ديدم شده يك ظهر . اخ دوس دارم روزايي كه كار دارمو تا نگاه به ساعت ميكنم كلي زمان سپري شده .

خلاصه دو و نيم رفتم نون خريدم واسه خودم و دوباره برگشتم شركت . نهارمو گرم كردم و نمازمو خوندم و رفتم تو تلگرام .

توي تايم كاري وقتي مدير باشه سمت گوشي بريم واويلا ميشه گير ميده بهمون.

الانم نشستم كه دوباره كارامو انجام بدم تا ساعت هفت .

فردا دوره دوستامه. عصر قراره بريم پارك . جز لحظاتي ميشه كه واقعا از عمرم حساب نميشه .

يه جمع خوب و دوست داشتني كه همه جور هواي همو داريم و كلي پشت هميم.

ديروز رفتم واسه يك مشكل مالي كه داشتم يك تيكه طلا داشتم فروختمش . باز خدا رو شكر كه يكم حل شد مشكلم.

خدايااااااااا شكرت .

سه شنبه هم كه نويت دكتر باباست . خدايااااااااااااا ميشه هيچ مريضي تو خونه ها نباشن و همه مامان باباها خوب باشن .

اينم اتفاقات اين چند روز

واقعاا خوشحالم كه بارم ميام و خاطراتمو مينوسم.

يكجايي ثبت واسه خودم .

خدايااااااا ميشه انرژي مثبت بهم بدي

يكم دغدغه هاي اين روزام زياده .

برچسب: نویسنده: آناهیتا باقری تاريخ: پنجشنبه 18 بهمن 1397 ساعت: 13:58

صفحه بندی