
امروز تولدمههههههه
خوشحالمممممممم
یعنی الان دو سه ساعتیه که خیلی خوشحالمممممم و کلی انرژی گرفتم . برای همین گفتم از سرکارم یه آپ کوچولو بکنم و خوشحالیمو بگم
چند روزه که حوصله ندارمو و دیشب با اینکه شب تولدم . هیچی یه تولد خشک و خالی بهم نکرد. واقعا ناراحت شدم اونم تو این شرایط که دارم و همش ناراحتمممم .
صبح حتی حوصله ارایشم نداشتم همینجوری یه ضد افتاب زدمو اومدم شرکت . اول صبح ساعت هشت صبح داشتم تو شرکت کارامو می کردم که یه پیام اومد از طرف کسی که واقعا انتظارشو نداشتم .دوست دوران بچگیم . یه لحظه شوکه شدم . اصلا اشک تو چشام جمع شده بود . نمیدونین که چقد خوشحال شدم که تولدمو یادش بود . اصلا انرژی گرفتمممممممم
بعدشم خواهریییییییی پیام فرستاد که کلی بیشتر خوشحالم کرد .
خلاصه فقط اومدم بگممممممممممممم خوشحالم . امروز خنده ام زورکی نیست و از ته دلم میخندم .
خدایا شکرت
برچسب: بهمن,تولدممممممممم,
نویسنده: آناهیتا باقری